دُخــتـــ َــر شـَ ـیـــــ ـاطــــیـ ـن

تازِگیا هَرکیْ میگِه:دوسِت دارَم خَندمْ میگیْره!!!بیْ ارادِه میگـــَم: تُو دیگــِه چیْ میخوایْ؟؟؟؟

از دسـ ـت تــ ـــو دلگیـ ـرم
یکـ ـی بـ ـود که یه روزی من و دوسـ ـت داشت حالا رفـ ـته

یکـ ـی نبود بـ ـدونه بی خبر اون کجا رفتـ ـه

همـ ـه ی قصـ ـه ایـ ـن بود چقدر آسون چقـ ـدر زود

یکـ ـی قلبمون رو بـ ـرده سـ ـرمون چی آورده

از دسـ ـت تـ ــو دلگیـ ـرم از قصه ی تـــو سیرم

دیوونه شدم بی خونه شدم از دست تـــو میمیرم

این قصه ی مـ ـا دوتـ ـاست

می بینی چقـ ـدر کوتـ ـاست

تقصیر تـــوئه اشـ ـک تـ ـو چشـ ـام

دیـ ـوونه ی بی احسـ ـاس

یکـ ـی بود که از امروز! شده عکس تو اتاقـ ـم

یکـ ـی نبود بدونه میاد دیگـ ـه سراغـ ـم

چقـ ـدر این قصـ ـه تلـ ـخِ

بخـ ـدا اشتبـ ـاهه

تـ ــو چی کار کردی با این! دلـ ـی کـ ـه بی گنـ ـاهه

(دیـ ـگـ ـهـ بـ ـرنمیـ ـگـ ـردم)

(نـهـ دل دارم کـهـ بشـکـنـ ـی نـهـ جـون دارم فـ دات کـنـ ـم)

(سـکـانـس آخـ ـر..)


دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 20:0نويسنده ✖EVIL✖|


NIMA